مير قوام الدين محمد رازى تهرانى

مقدمه 20

دو رساله فلسفى عين الحكمة وتعليقات

براى اوّلين بار در حكمت متعاليه طرح شد ، مسألهء اصالت وجود يا ماهيت است . بعد از پذيرش اين نكته كه عقل از موجود خارجي دو حيثيت چيستى ( ماهيت ) و هستى ( وجود ) را انتزاع مىكند ، اين بحث مطرح مىشود كه چون اين دو حيثيت از يك موجود انتزاع مىشوند ، قهرا در خارج يكى از اين دو ، تحقّق و تأصّل داشته و منشأ آثار خارجي است . در اينجا دو مشرب فكرى در ميان حكما وجود دارد : 1 . برخى برآنند كه ماهيت اصيل و وجود اعتبارى است . اين قول منسوب به حكماى اشراقى است . 2 . عدّه‌اى نيز - بر عكس گروه اوّل - معتقدند كه وجود اصيل و ماهيت امرى اعتبارى و به تعبيرى حدّ وجود است . اين قول گر چه منسوب به حكماى مشّايى است ، امّا نقطهء اوج آن در حكمت متعاليه ظهور كرده است . اين اصل به سرپنجهء حكيمى متألّه چون صدر المتألّهين شيرازى به نحوى تقرير يافت كه در كنار اصولى چون اشتراك معنوى وجود ، سر منشأ رهاوردهاى پربارى در فلسفه گرديد . رجبعلى تبريزى در رسالهء الاصول الآصفية آن گاه كه به توجيه نتايج قاعدهء « الواحد » مىپردازد ، برخى از نظريات صدر المتألّهين شيرازى و از جمله اصالت وجود را ردّ كرده و از اصالت ماهيت دفاع مىكند . « 1 » امّا با كمال تعجّب در المعارف الإلهية از مدافعين سر سخت اصالت وجود مىشود و تصريح مىكند كه : و أمّا قول القائلين بأنّ الوجود أمر اعتبارى ، قول بيّن البطلان ، و لا يحتاج من كانت له فطرة سليمة في التصديق ببطلانه إلى برهان إلّا المتحيّرون . فيجب لنا أن ننبّههم على بطلانه . « 2 » 3 . اشتراك لفظى وجود : بحث اشتراك وجود ، يكى از مهمّترين و در عين حال اختلافىترين بحثهاى الهيات بالمعنى الاعمّ - يا أمور عامّه - است . مقصود آنان كه وجود را مشترك معنوى مىدانند ، اين است كه وجود بر تمامى مصاديق خود به يك معنا حمل مىشود . چه در « واجب موجود است » ، چه در « انسان موجود است » و چه در مورد ديگر ممكنات .

--> ( 1 ) . ر . ك فلسفهء إيراني و فلسفهء تطبيقي ، ص 100 . ( 2 ) . منتخباتى از آثار حكماى الهى ايران ، ج 2 ، ص 467 .